محمد مهدى ملايرى
282
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آمده . تشويق دبيران به كسب دانش و آموختن آنچه ايشان را شايسته و براى پيشرفت كارشان بايسته است . توصيهء ايشان به همدردى و ملاطفت با همكارانى كه روزگار بر آنها جفا كرده و از كار بازماندهاند ، و همچنين به وفادارى و اخلاص با مخدومان خويش در همه احوال چه در نعمت و چه در محنت ، و سفارش اكيد به ايشان كه خلقيات اين مخدومان را نيك بيازمايند و با معرفت كامل به منشهاى نيك و بد آنها سعى كنند با لطائف الحيل آنها را به نيكيها بكشانند و از بديها باز دارند تا كارها به صلاح آيد و خود ايشان هم از گزند آنان مصون مانند . اگر به امارت يا ولايت رسيدند در معامله با خلق خدا روشى در پيش گيرند كه موجب رضاى خدا باشد . در تجمّل و تشريفات از حدّ شغل خود تجاوز نكنند زيرا آنها با آنكه داراى شغلى شريف هستند ولى در هرحال خدمتگذارانى هستند كه اينگونه بزرگنماييها را از آنها تحمل نمىكنند . و در نوشتهها و گفتههاى خود به ايجاز كوشند و از پرگويى و اطناب كه آفت اين شغل است بپرهيزند . « 1 » و از اسراف و تبذير و همچنين از خودبينى و خودپسندى اجتناب ورزند . آنچه دربارهء اين نامه گفتنى مىنمايد يكى مطالبى است كه در صدر اين نامه دربارهء اهميت شغل دبيرى در ادارهء كشور و مقام و منزلت دبيران در نزد پادشاهان آمده ، و ترجمهء مختصر و احتمالى آن در پايان خلاصهء اين نامه ذكر شد . دربارهء مطالب صدر اين نامه اين نكته گفتنى است كه چهرهاى را كه عبد الحميد در آن از دبيران ديوان دولت ساسانى كه بزرگان ايشان مانند ايران دبيربد و ايران آماركار ، چنان كه در جاى خود گذشت از وزيران ممتاز آن دولت به شمار مىرفتهاند منطبق است . عباراتى كه عبد الحميد در اين نامه آورده با آنچه ابن قتيبه از گفته مؤبدان مؤبد در وصف دبيران دوران ساسانى از « بعض كتب
--> ( 1 ) . قطعهاى كه اختصار ترجمهء آن در متن با خطى در زير آن مشخص شده يكى آشفته و معنى آن گنگ و با مطالب ديگر نامه و روش انشاء عبد الحميد ناهماهنگ به نظر مىرسد . در عبارت اين قطعه در نسخههاى متعدد آن بعضى اختلافها به چشم مىخورد كه بدان اشاره خواهد شد .